• دانلود رمان الهه ارباب برای موبایل و کامپیوتر از تاپ اندروید

    انتشار ۹۷/۱۰/۱۱
    بروز شده ۹۷/۱۰/۱۱
    بازدید شده 438نفر
    نویسنده
    دیدگاه(ها) بدون دیدگاه




    دانلود رمان الهه ارباب برای موبایل و کامپیوتر

    دانلود رمان الهه اربابpdf

    دانلود رمان الهه ارباب بدون سانسور

    دانلود رمان الهه ارباب برای موبایل و کامپیوتر

    دانلود رمان الهه ارباب برای موبایل و کامپیوتر

     

    📖خلاصه رمان:
    🔸‌الهه یه دختره شاده ، وارد یه روستا میشه که ارباب اونجا پسر عموشه و …

    من ، منم … مهم نیست اگه تو از من خوشت نمیاد…

    تو عادت کردی به چیزای یکنواخت؛ تفاوت من برات قابل درک نیست…

    من یه دخترم با چشمای قهوه ای و موهای قهوه ای… یه چهره عادی…

    اما افکار خاص… من اون چیزی که میخوام رو آرزو نمیکنم… اونو میسازم … پایان خوش…..

    📚 ژانر: درام، عاشقانه، اجباری، اربابی
    *********************************

     👈دانلود از سایت👈 apktop.info

    قسمتی از رمان:

    یادمه تقریبا پنج سال پیش بود که ازاون روستا رفتیم ! مث اینکه پدرم قرار بود از روستا بره به شهرستان کارخونه بزنه که با مخالفت پدر بزرگم رو برو شد پدر بزرگم وسط دعوا پاشده میگه اگه بری از ارث محرومت میکنم
    فک کنم بدتر شد چون پدرم لجبازو یه دنده بودگفت هرکاری میخای بکن ولی من از این جا میرم
    نمیدونم بعدن چ اتفاقاتی افتاد و چیا بینشون پیشومد وقتی چهارده سالم بود رفتیم ازون جا.

    دیگه اون روستای دوس داشتنیمو ندیده بودم یادمه همیشه منو اشکانو سارا میرفتیم پشت عمارت بازی میکردیم

    هههه صب کن صب کن یاد اشکان افتادم خیلی دلم براش تنگ شده همیشه ازم حمایت میکرد

    دیگ فک کنم بیستو پنج سالشه اون موقع ها خیلی دوسش داشتم ولی الان …

    الان از روبه رو شدن باش میترسم ینی اصن بیخیال کلا امروز گیج میزنم من
    حالا کجا بودیم اها پدر بزرگم ارباب اونجا بود یادمه همه روستا به احترامش وایمیستادن

    ولی بعد از اینکه ازاونجا رفتیم تقریبا دوسال بعدش بابابزرگم فوت کرد …

    خلاصه دیشب بابا پاشده سرشب هی میگه الهه عموت مریض احواله میخاد

    تورو ببینه منو مامانت که کار داریم نمیتونیم بیایم ولی تو باید بری
    اغا اصن من نمیخام برم زور ک نیس! ! ای بابا ول کنین منو خلاصه رو حرفم وایستادم ن م ی ر م
    و اینکه الانم دارم ساکمو جمع میکنم ( خخخخ باباس دیگه)
    ساکمو جم کردم و خودمم اماده شدم ( یـــــس) از اتاق اومدم بیرون بابا و مامانم رو مبل نشسته بودن !

    ـ من دارم میرم ولی پدر یادت باشه زودم برمیگردم بابا خودمونیما

    منو از خونت انداختی بیرونا اینو ک گفتم زدم زیر خنده
    بابا از رو مبل پاشد و اومد کنارم بغلم کرد

    الکی ادای گریه کردن از خودم دراوردم ک بابام یکی زد پس کلم
    ـ پدر جان دستت سنگینه خب

     

    شاید برایتان جالب باشد:

    دانلود رمان مهندسین اخمو و شیطون برای موبایل و کامپیوتر (تبلت و اندروید)

    دانلود رمان جدال پر تمنا برای اندروید و تبلت و آیفون و کامپیوتر

    دسته بندی ها