• دانلود رمان منی دیگر برای موبایل و کامپیوتر (رایگان)

    انتشار ۹۷/۰۴/۰۱
    بروز شده ۹۷/۰۵/۳۱
    بازدید شده 635نفر
    نویسنده
    دیدگاه(ها) بدون دیدگاه




    رمان منی دیگر

    ژانر : غمگین / عاشقانه / پلیسی

    به قلم : red_rose

    فرمت : apk ( مخصوص اندروید ) / pdf (اندروید , ویندوز , ایفون)

    دانلود رمان منی دیگر برای موبایل و کامپیوتر (رایگان)

    دانلود رمان منی دیگر برای موبایل و کامپیوتر (رایگان)

    خلاصه ی رمان :

    یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود دختری بود ، چش عسلی، پیرهن پری

    ولی این دخترک قصه ی ما، دل پر غصه ای داشت

    زندگیش قشنگ نبود، میون باغ دلش ، گل های رنگارنگ نبود
    پدرش پدر نبود
    سهمش از زندگی جز ، روزای دربه در نبود
    روزی از همین روزا ، روزای خوب خدا
    ،یکی اومد، در خونشون رو زد
    درو وا کرد و نگاهش، به ته کوچه رسید
    خود خوشبختی رو دید
    گل حسرت تو دلش خشکید و خشکید… 

    قسمتی از متن :

    با دست سردم لیوان رو برداشتم، ولی لرزش دستم نمی گذاشت

    درست بگیرمش. بنابراین مجبور شدم از هر دو دستم برای کنترل لیوان استفاده کنم.

    بیشتر از دو جرعه نتونستم بخورم. سردم بود و خنکی آب باعث شد بیشتر به لرزه بیفتم.

    ایزدی:ــ خب؟

    ــ من …من به میل خودم اونجا نبودم آقا

    ایزدی:ــ اول اسم و فامیلیتــ

    مریم، مریم مددیایزدی

    :ــ اسم پدر؟

    -غلامرضاایزدی

    :ــ چند سالته خانم مددی؟

    -۱۹

    سرهنگ ایزدی در حالیکه داشت یادداشت می کرد پرسید:ــ خوب اونجا چکار میکردی؟

     -گفتم که من رو به زور بردند با این حرف سرم رو انداختم پایین.

    ایزدی یه تای ابروش رو بالا برد و گفت:ــ به زور؟ کی زورت کرده بود؟

    ــ بابام

    ایزدی:ــ از اول تعرف کن برام بی کم و کاست

    .ــ به خدا من بیگناهم آقا

     ایزدی:ــ ببین خانم جوان اگه بیگناهی باید ثابت کنی. شما با یه مرد جوون تو یه اتاق زیر شیروانی دستگیر شدید، مأمورای ما بار اول که میروند اونجا، این اتاق رو از قلم می اندازند،

     ولی از اونجاییکه خونه تحت نظر بوده و این آقا درست بعد از مهمونی آمده سراغ شما، پس معلومه این وسط اتفاقایی افتاده که ما ازش بی خبریم.

    ما نمیتونیم همینطوری به حرفاتون اعتماد کنیم.میگی بیگناهی؟

    خب ثابت کن! 

     

     

     

    دسته بندی ها